ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

604

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

هزينهء خود بكاهد غلامان خود را به قلعه بازگردانيد و خود با گروه اندكى ماند . روزى بار ديگر هواى شكار در سرش افتاد . در اين روز اميران از پى او رفتند و در شكارگاه به او نزديك شدند سلطان احساس خطر كرد و پيش از آنكه دست به كارى زند شمشيرها بكشيدند و او را زير ضربه‌ها گرفتند . بيدرا نخستين ضربه را فرود آورد آنگاه لاچين ضربهء دوم را فرود آورد و او را در همان حال خفته در خاك و خون رها كردند . اين واقعه در اواسط محرم همان سال بود . اينان به خيمه‌ها بازگشتند و پاى فشردند تا بيدرا را فرمانروايى دهند و او را الملك القاهر لقب دادند . آنگاه بيسرى الشمسى و سيف الدين بكتمر . ملاحدار را دربند كشيد و هر دو را با خود به قاهره برد و عازم قلعهء قاهره كه مقر پادشاه بود شدند . زين الدين كتبوقا به شكار بيرون آمده بود . خبر قتل الملك الاشرف را شنيد . از پى بيدرا و يارانش روان شد و حسام الدين استاد الداز و ركن الدين بيبرس چاشنگير و طقجى با جماعتى از چاشنيگيران از دور پديدار شدند . چون بيدرا بيسرى و بكتمر را بند بر نهاده در خيمه‌اى به آنان نشان داد ، نزد كتبوقا و يارانش بازگشتند و اعرابى كه همراه بيدرا بودند و ديگر سپاهيان از او گريختند . بيدرا اندكى به جنگ پرداخت و كشته شد . سرش را بر نيزه كرده به قاهره آوردند . يارانش چون قراسنقر و لاچين در قاهره گريختند و پنهان شدند . گويند كه لاچين در گلدستهء مسجد ابن طولون پنهان شد . كتبوقا و يارانش به قلعه درآمدند . علم الدين الشجاعى در قلعه بود . محمد بن قلاون برادر الملك الاشرف را حاضر آوردند و با او بيعت كردند و او را الملك الناصر لقب دادند . كتبوقا نيابت سلطنت يافت . حسام الدين مقام اتابكى و علم الدين سنجر به وزارت رسيد و ركن الدين بيبرس چاشنيگير استاد الدار شد . اينان زمام همهء امور دولت را در دست داشتند و الناصر را جز نامى نبود . اينان براى دستگيرى ديگر اميرانى كه در توطئهء قتل الملك الاشرف خليل دست داشته بودند به جد در ايستادند و بعضى را عرضهء شمشير كردند و بعضى را بردار كردند و اعضاى بعضى را قطع كردند . سيف الدين بهادر ، راس نوبه ، و جمال الدين اقوش الموصلى را نيز كشتند . و اجسادشان را سوختند . كتبوقا ، از لاچين و قراسنقر كه عهده‌دار اين قتل بودند ، شفاعت كرد . آنان از مخفيگاههاى خود بيرون آمدند و به مقام دولتى خويش بازگشتند . چون وزير محمد بن السعلوس از اسكندريه بازگرديد ، كتبوقا او را دستگير كرد و اموال وزير الشجاعى را نيز مصادره نمود و او را به انواع شكنجه كرد . وزير در زير شكنجه هلاك شد . عز الدين آيبك الافرم را الصالحى آزاد نمود . او را الملك الاشرف در سال 692 زندانى كرده بود . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم .